یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
دیدار دو همشهری با اختلاف یک <ای>
یا خودمونی تر:
دیدار میر حسین با آیت الله خامنه ای
بهتر شد. نه؟
حالا بگذریم بریم سر اصل مطلب:
روزنامه جمهوري اسلامي در شماره امروز خود نوشت(۱۸ فروردین):مهندس ميرحسين موسوي يكي از نامزدهاي رياست جمهوري عصر ديروز دوشنبه با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب ديدار و در باره مسائل مهم داخلي و خارجي و انتخابات رياست جمهوري با ايشان گفتگو كرد.
مهندس مير حسين موسوي روز گذشته در نخستين كنفرانس خبري خود پس از اعلام كانديداتوري گفت كه به زودي با حضرت آيت الله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار خواهد كرد.
رهبر معظم انقلاب در سخنراني اول فروردين ماه جاري در مشهد اعلام كردند در انتخابات به هيچكس نمي گويم به چه كسي راي بدهد و به چه كسي راي ندهد.
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
آیت الله مرتضی مطهری
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
![]() |
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
![]() |
اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي
![]() |
کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
![]() |
گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
آجرک الله یا صاحب الزمان
تسلیت باد
واما
سالگرد آغاز امامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
راتبریک می گویم.
شنبه دهم اسفند 1387
امام حسن
امام حسن مجتبی (سلام الله علیه):
نام : حسن (علیه السلام)
معنی نام:نیک - خوب
لقب:مجتبی(علیه السلام)
کنیه : ابو محمد
نام پدر :علی (علیه السلام)
نام مادر:فاطمه بنت نبی(علیها السلام)
تاریخ تولد:۱۵ رمضان سوم هجری
محل تولد:مدینه ی منوره
تاریخ شهادت :۲۸ صفر سال ۵۰ هجری
محل دفن: قبرستان بقیع در مدینه منوره
مدت امامت :۱۰ سال
قاتل :همسرشان جعده بنت اشعث به تحریک معاویه بن ابوسفیان
مختصری از ایشان
هنگامی که فاطمه (سلام الله علیها)می خواست کودکش را به دنیا آورد زنان بنی هاشم دور او جمع شدند و گریه می کردند اما ایشان به خدا توکل داشت تا نوزاد به دنیا آمد. برای نام گذاری آن حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام)پیامبر را دعوت کردوگفت:«یا نبی خدا من و دخترتان دوست داریم شما برای او نامی انتخاب کنید»رسول الله(صلوات الله علیه)فرمود :« مگر تا کنون نامی برای این نوزاد انتخاب نکرده اید ؟خوب من هم دوست دارم خدا برای او نامی انتخاب کند»ناگهان روح امین نازل شد وگفت:«نام اورا حسن بگذارید» تاکنون کسی در میان اعراب نام حسن را نگذاشته بود.
ایشان ۸ ساله بودند که پدر یزرگ و مادرشان را از دست دادند.در زمان امامت ایشان معاویه بر شام حکومت می کرد اما سرانجام در جنگی میان امام و معاویه معاویه خلیفه ی مسلمین شد.و پس از چند سال معاویه همسر امام را خواند و به او وعده داد که ثروت زیادی به دست می آوری و همسر یزید خلیفه ی آینده می شوی .وبه او زهری داد تادرغذای امام بریزد. در یکی از روز های ماه محرم که امام حسن (علیه السلام)روزه بودند هنگام افطار به همراه شیر آن زهر را نیز نوشیدندو در ۴۰ روز بعد به غلام خویش فرمودند که برادرم حسین (علیه السلام) و خواهرم زینب (علیها سلام)را به اینجا بیاورید.ودر حالی که دست حسین و زینب(علیهما السلام) را می فشردند و ذکرین شهادتین را می گفتند به سرای باقی شتافتند.
از اهل بیت مصطفی (صلوات الله علیه) مظلو ترین فرد حسن بن علی است . نام پیامبر که بانام خداست رسول الله.برای علی بن ابی طالب ۳روز عزاداری می کنندو برای حضرت فاطمه ۱ماه گریه می کنند.برای امام حسین ۱ماه می گریند اما برای امام حسن ۱روز هم سیاه نمی پوشند.
جمعه نهم اسفند 1387
خواجه نظام الملک توسی
خواجه نظامالملک کوشید تا به یاری دیگر دیوانداران ایرانی سازمان دیوانی سامانیان را بازسازی کند و در راستای پیشبرد و بهبود وضع اقتصادی کشور گامی بردارد گرچه چندان کارگر نیفتاد.
نظامالملک همچنین خود و فرزندان و خویشانش از زمینداران بزرگ آن زمان ایران بودند. دوران وزارت وی بر دارایی وی و نفوذ خاندانش در تار و پود سیاسی و اقتصادی کشور افزود. این رویکرد او را از طبقه کشاورزان که در آن زمان زیر فشار و ستم زمینداران دیگر بودند دورتر میساخت.
از دیگر کارهای وی ساخت آموزشگاههایی به نام نظامیه بود که در آن دبیران و مدیران بسیاری آموزش دیدند و به اداره و گرداندن مرزهای پهناور سلجوقیان گمارده شدند.
بخشی از زندگی او به نبرد با حسن صباح و توطئهچینی این دو بر ضد هم گذشت. این دو نبرد سیاسی و نظامی گستردهای با یکدیگر داشتند که اختلاف دینیشان در گسترش آن نقش داشت.
همچنین نگارش کتاب سیاستنامه را به دست خواجه نظامالملک میدانند.
مرگ
در واپسین سالهای پادشاهی ملکشاه میان او و خواجه اختلافاتی پیشامد که سرانجام به کنار گذاشتن او از وزیری وسپس ترور مشکوک خواجهنظامالملک انجامید. وی در ۱۰ رمضان۴۸۵ (هجری) هنگامی که با اردوی شاهی از اصفهان به بغداد میرفت در نزدیکی صحنه در کرمانشاه به دست کسی که رخت صوفیان را پوشیده بود با ضرب کارد بر سینه و رگش زخمی شد و یک روز پس از آن درگذشت. کشتن او را در آن زمان به اسماعیلیان پیوند دادند. بیست روز پس از مرگ او ملکشاه نیز درگذشت و برپایه برخی حدسهای تاریخنویسان به دست هواخواهان خواجه بدو زهر خورانده شده بود.
برخی تاریخنویسان نیز برکناری و مرگ او را میوه توطئه ترکان خاتون زن ملکشاه میدانند چرا که نظامالملک با ولیعهدی پسر وی محمود مخالف بود.
ملکشاه پس ار برکناری او تاجالملک قمی را جایگزین وی ساخت. برخی این فرد را نیز انگیزاننده کشتن خواجه میدانند.
نام کشنده وی را بوطاهر ارانی نوشتهاند که نامبرده بیدرنگ پس از انجام عملیان به دست پاسداران خواجه کشته شد.
دیدگاه و روش کشورداری خواجه نظامالملک
خواجه نظامالملک در کتاب سیاستنامه از الگوی حکومت یکپارچه مانند حکومت دوره ساسانی و دولتهای پس از اسلام که از این دولت الگوبرداری کردند مانند بوییان،سامانیان و حتا غزنویان به عنوان الگوی یک نظام آرمانی دفاع میکرد. وی دشمن سرسخت جریان فئودالی زمان بود که به دید او به پراکندگی کشور میانجامید،اگر چه خود گوی پیشی را در گسترش زمینهایش از بزرگترین زمینداران زمان خود میربود. وی دشمن سرسخت سران غُز بود که میخواستند برای خویش سرزمینی خودمختار و به دور از دید دولت مرکزی داشته باشند و تا توانست کوشید از نیرومندی خانواده شاهی و ترکان خویشاوند با آنها پیشگیری کند و در سر این راه نیز با فشار همینان از کار کنار گذاشته شد.
در درازای وزارت وی دو پادشاه نامبرده که مردانی عامی و بیسواد بودند امر کشورداری را بدو سپرده بودند و او نیز تا جایی در سرکوب سرکشان کامیاب بود.
خواجه نظامالملک پیرو کیش سنی و شافعی بود و در آیین خود نیز بسیار متعصب بود.
خاندان او دارای نفوذ و دارایی فراوانی بودند و دستشان برای انجام هر کاری باز بود،برای نمونه یکی از پسرانش به نام جمالالملک که فرمانروای بلخ بود در سال ۴۷۵ دستور داد جعفرک؛دلقک ویژه ملکشاه،را از بارگاه شاهی بیرون آوردند و به گناه به ریشخند گرفتن نظامالملک زبانش را از پس سرش بیرون بیاورند!
خود نظامالملک هم در برخورد با مخالفانش بسیار بیرحم بود چنانکه داماد خود را که از پدر زن خود نزد شاه گله کرده بود به انگیزش خواجه و دستور شاه کور کردند و به زندان انداختند.
همچنین خاندان وی سربازانی را به نام غلامان نظامیه زیر فرمان داشتند. همه اینها همانگونه که گفته شد ملکشاه را از خواجه بیمناک نمود به ویژه اینکه خواجه نیز با وی به درشتی برخورد میکرد پس در اندیشه حذف او افتاد.
اثرها
او را نویسنده کتاب سیاستنامه(یا سیرالملوک) میدانند. همچنین وی در پردازش تقویم جلالی با دانشمندانی همچون خیام همکاری داشت،این تقویم در سال ۴۵۱ هجری تکمیل شد. همچنین دانشگاه نظامیه بغداد که امام محمد غزالی از آموزگاران آن بود به دستور او برپا شد. نظامیههای مشهور دیگر در اصفهان، نیشابور، بصره، موصل و هرات بودند.
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
حضرت عيسي
ادوار نبوت: دوره پنجم نبوت
القاب:مسیح،روح ا...
معنای اسم:عیسی در زبان عبری به معنی نجات دهنده است.
مادر:مریم(ع)
تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.
مدت عمر:۳۳ سال
بعثت:در فلسطین مبعوث شد.
محل دفن: ان حضرت به اسمان عروج نمود.
نسب مادر ان حضرت:مریم دختر عمران بن ماتان بودو ماتان به۲۷ پدر نیز به یهودا بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا... می رسد.
مختصری از زند گینامه:
حضرت عیسی (ع) از پیامبران اولوالعزم می باشد که نام و سرگذشتش در قران ذکر شده است خداوند متعال با قدرت لا یزال خود وی را بدون پدر در رحم مادرش مریم، که در زهد و چاکدامنی شهرت بسیار داشت، قرار داد. پس از تولد در گهواره لب به سخن گشود و فرمود: من بنده خدا هستم و خداوند به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است حضرت عیسی با پشتکار دین الهی را تبلیغ می نمود او به هر شهر و دیاری که می رسید بیماران،کران و کوران را شفا می داد. ولی جمعی از یهودیان متعصب، با وی سخت دشمنی کردند و تصمیم گرفتند. با کمک پادشاه وقت او را به صلیب بکشند اما ان حضرت به امر خداوند به اسمانها عروج نمود و شخص دیگری را که به قدرت خداوند شبیه ان حضرت گردید به جای ایشان به صلیب کشیدند.
فهرست سورههایی که در ان نام عیسی یا مسیح یا ابن مریم ذکر شده:
بقره- ال عمران- نساء- مایده- انعام- توبه- مریم- مومنون- احزاب- شوری- زخرف- حدید- صف
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
رحلت نبي مكرم اسلام حضرت محمد مصطفي(صلوات الله عليه) و شهادت سبط اكبر ايشان و فرزند اميرالمومنين و دخت نبي (عليهما السلام)امام حسن مجتبي(عليه السلام) و امام رضا(عليه السلام) را تسليت مي گويم.
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
عيد شما مبارك

![]()

عيد غدير، عيد امامت و ولايت
يا علي اَنتَ صراط المستقيم
قال رسول الله (صلوات الله عليه وآله)
علي مني بمنزله هارون من موسي (عليه السلام)
قال رسول الله (صلوات الله عليه وآله)
علي مني و انا من علي
قال رسول الله (صلوات الله عليه وآله)

ولايه علي بن ابي طالب(عليه السلام)
حصني فمن دخل حصني امن من عذابي
قال رسول الله (صلوات الله عليه وآله)

سر لوحه ي كارنامه مومن ، دوستي علي بن ا بي طالب(عليه السلام) است
قال رسول الله (صلوات الله عليه وآله)

جمعه بیست و دوم آذر 1387
گذر از رنج ها
گذر از رنجها [hozdenie po mukam] رمانی از الکسی نیکولایویچ تولستوی (1882-1945)، نویسنده روس، که در 1922 منتشر شد. وی هر چند ده سالی پیش از انقلاب، نویسندهای مشهور بوده بهترین آثار خویش را پس از به قدرت رسیدن حزب بولشویک نوشته است. به ویژه، گذر از رنجها را میتوان یکی از بهترین رمانها درباره جامعه روس از 1900 به این سو شمرد.
طرح رمانتیک زندگی دو خواهر، به نامهای داشا و کاتیا،و عشقهای آنانف در متن دوران خارقالعادهای جریان دارد که از همان نخستین سالهای قرن بیستم تا 1917 پیوسته بر اثر جنگها و انقلابات در تلاطم است. نویسنده از وصف سن پترزبورگ آغاز میکند؛ شهری که در آن، در دل فساد و انحطاط، نطقهایی غرایی در ستایش ماشینیسم و عدالت اجتماعی طنینافکن است. بر روی ویرانههای همین فرهنگ است که رؤیای آیندهای که در آن،پیش از هر چیز، باید بسیاری چیزها را نابود کرد بنا میشود. سپس تولستوی خوانهای مهم جنگ را نابود کرد بنا میشود. سپس تولستوی خوانهای مهم جنگ لهستان و جنگ گالیسی و بلوارهای کارگری 1916 و 1917 را مجسم میسازد. چهرههای داستانی بخش نخست کتاب یا میمیرند یا معلول و راهزن آنارشیست میشوند. تنها مهندس ایوان ایلیچ، که عاشق داشا است، پس از فرار از زندان آلمانیها به سن پترزبورگ بازمیگردد و سرانجام با زنی که سالهاست چشم به راه اوست ازدواج میکند. چهرههای داستاین و رویدادهایی که این چهرهها در آن دخیلاند، با حس روانشناسی بسیار عمیقی بررسی شدهاند؛ در حالی که نویسنده، در صحنهپردازیهایی بس موفق، روسیه در حال جنگ و ستونهای ممتد سربازان رهسپار کارزار و میلیونها جسد را به ما نشان میدهد. در این صحنهآرایی است که شخصیت مردی شاخص میشود که با دفاع از عشق خود با تمامی عصر خویش به پیکار برمیخیزد:« سالها سپری خواهد شد؛ جنگ و انقلاب هم سپری خواهد شد؛ آنچه دستنخورده میماند همان دل سرشار از عشق ماست.»
جمعه بیست و دوم آذر 1387
اثري از تولستوي
حدس مي زنيد عكس بالا كدام كتاب آلكسي است؟
بله درست حدس زديد:كودكي نيكيتا
کودکی نیکیتا [Detstvo Nikity]. داستانی از الکسی نیکولایویچ تولستوی (1) (1882-1945)، نویسنده روس که شرحی است از زندگی در یک خانه روس در رژیم تزاری و در اواخر قرن نوزدهم. نیکیتا فرزند مالکی در اراضی حوزه ولگا است. نویسنده با دقت زیاد به تشریح روحیه کودک پرداخته است، به بازیهایش و مسائل مورد علاقهاش و تخیلات و نخستین عشقهایش، و سپس به روحیه کودکان دور و بر او؛ خواه مثل خود او فرزند ملاکین باشند یا بچههای خردهمالکان دهات اطراف. پدر نیکیتا مردی است شاداب اما بیفکر که ثروت خود را صرف خریدهای بیهودهای میکند که خیال میکند پرمنفعت است. علاوه براین، آدم بیاحتیاطی هم است، کما اینکه یک بار در بهار و زمان طغیان آب نزدیک بود غرق شود. مادر شخصیتی بسیار لطیف و بامحبت است که دائماً نگران پسر و شوهرش است. داستان پر است از شخصیتهایی متنوع، از کارگران و خدمه املاک گرفته تا مباشر، که مرد خوبی است و دائماً در انتظار نامههای نامزدش، که معلمهای در شهر است، به سر میبرد. طبیعت روسیه زیربنای این تابلوست. داستان در زمستان شروع میشود، زمستان آن مناطق با کوهی از برف و سرمایی گزنده، برفبازی کودکان و جنگ بچههای دو دهکده با گلوله برفی. سپس بهار فرا میرسد و طغیان رودخانه، منطقه را به دریاچهای عظیم بدل میکند؛ پرندگان مهاجر بازمیگردند و تمام طبیعت با سروصدا از خواب برمیخیزد. با فرارسیدن تابستان، پدر و پسر هردو به کار در مزارع میپردازند، ولی خشکسالی ناگهانی، تمام محصولات را به خطر میافکند و شبح قحطی همه جا را فرامیگیرد. ناگهان در آخرین لحظات توفانی درمیگیرد و منطقه را سیراب میکند. داستان با رسیدن پاییز و عظمت خانواده به شهر سامارا (2)، که قرار است نیکیتا در آنجا به مدرسه برود، پایان میپذیرد. پسر ناگهان متوجه تفاوت اساسی شادیهای روستا و جو غمآلوده شهر میشود.
استعداد نویسندگی تولستوی بیشتر در تشریح و تصویر طبیعت، اشخاص و یا اشیاست که با برجستگی شگفتانگیزی ترسیم شدهاند، و نکات مربوط به روحیه و جنبههای روانی کودکان بسیار مؤثر است. در اینجا نویسنده شباهت زیادی به نویسنده همنامش، لیف تولستوی (3)، و کتاب او کودکی، نوجوانی، و جوانی پیدا میکند، و از جهت تشریح طبیعت روسیه به نویسنده مشهور دیگری به نام سرگئی آکساکوف (4)، که از طرف مادری قوم و خویش او بود، نزدیک میشود. تولستوی این داستان را در 1919-1920، که در پاریس جزو مهاجرین روسی جریان انقلاب بولشویکی بود، نوشت که در مجله روسی زبانی که در پاریس منتشر میشد به چاپ رسید (1920). بعدها، وقتی تولستوی به شوروی بازگشت، کودکی نیکیتا بارها و بارها تجدید چاپ شد







.jpg)











